پرامپت‌نویسی

ویرایش عکس با هوش مصنوعی: چطور فقط یک چیز را عوض کنیم

در ویرایش، برخلاف ساختن، هر چیزی که ننویسید باید دست‌نخورده بماند — و مدل این را نمی‌داند. این راهنما نشان می‌دهد چطور تغییر را دقیق بخواهید و بقیهٔ تصویر را حفظ کنید.

ظرف سرامیکی روی سطح چوبی با پس‌زمینهٔ سفید یکدست و نور نرم از سمت چپ

بیشتر راهنماهای پرامپت‌نویسی دربارهٔ ساختن یک تصویر از صفر هستند. اما کار روزمرهٔ بیشتر ما این نیست: یک عکس داریم که تقریباً درست است و فقط می‌خواهیم یک چیزش عوض شود — پس‌زمینه، رنگ یک جسم، یا چیزی که نباید در کادر می‌بود.

این دو کار در ظاهر شبیه‌اند و در عمل نیستند. پرامپتی که برای ساختن عالی است، برای ویرایش اغلب همه‌چیز را به‌هم می‌ریزد.

ساختن و ویرایش دو کار متفاوت‌اند

در ساختن، هر چیزی که ننویسید آزاد است؛ مدل انتخابش می‌کند. در ویرایش، هر چیزی که ننویسید باید دست‌نخورده بماند — و این دقیقاً همان چیزی است که مدل از آن خبر ندارد.

دلیلش ساده است: مدل ویرایش، تصویر را دوباره می‌سازد؛ مثل یک ویرایشگر که فقط چند پیکسل را جابه‌جا کند رفتار نمی‌کند. پس «بقیه‌اش را نگه دار» یک خواسته است، نه پیش‌فرض. اگر آن را ننویسید، ممکن است رنگ دیوار هم کمی عوض شود و شما تازه سه مرحله بعد متوجه شوید.

اگر هنوز ساختار یک پرامپت خوب را ندیده‌اید، چطور برای مدل‌های تصویری پرامپت بنویسیم پایهٔ چیزی است که در ادامه می‌آید.

آنچه باید بماند را هم بگویید

عادت کنید هر پرامپت ویرایشی دو نیمه داشته باشد: چه چیزی عوض شود، و چه چیزی نشود. نیمهٔ دوم را تقریباً همه جا می‌اندازند.

پس‌زمینه را سفید کن

و همان خواسته، این بار با مرزهای مشخص:

پس‌زمینه را به سفید یکدست تغییر بده.
خود محصول، رنگ و جنس سطحش، سایهٔ زیر آن و
زاویهٔ دوربین دقیقاً همان‌طور بماند که هست.

فهرست «بدون تغییر» لازم نیست کامل باشد. کافی است چیزهایی را که برایتان مهم‌اند نام ببرید — همان‌هایی که اگر عوض شوند، کار را دوباره می‌کنید.

هر بار فقط یک تغییر

وسوسه‌انگیز است که هر سه خواسته را در یک جمله بنویسید:

پس‌زمینه را سفید کن، نور را گرم‌تر کن و برچسب را بردار

مشکل این نیست که مدل نمی‌فهمد؛ مشکل این است که وقتی نتیجه بد شد، نمی‌دانید کدام خواسته خرابش کرده. سه پرامپت جدا، سه مرحله، و بعد از هر مرحله یک نگاه:

  • اول تغییری که بیشترین اثر را دارد — معمولاً همان که کل قاب را عوض می‌کند.
  • بعد تغییرهای موضعی: برداشتن یا اضافه‌کردن یک جسم.
  • آخر از همه اصلاح‌های ظریف مثل رنگ و نور.

این ترتیب تصادفی نیست: تغییرهای بزرگ، اصلاح‌های ظریفِ قبلی را پاک می‌کنند.

جای تغییر را مشخص کنید

«گلدان را بردار» وقتی سه گلدان در قاب است، یک سؤال است نه یک دستور. مدل یکی را انتخاب می‌کند و شانس با شما نیست.

سه لنگر وجود دارد که تقریباً همیشه کافی‌اند: جا (سمت راست، جلوی کادر، بالای میز)، ویژگی (سفالی، آبی، بزرگ‌تر) و نسبت به چیز دیگر (کنار پنجره، پشت سر شخص جلویی).

گلدانِ سفالی سمت راست میز را بردار و جای آن را
با همان سطح چوبی میز پر کن.

نیمهٔ دوم آن جمله مهم‌تر از چیزی است که به‌نظر می‌رسد. وقتی چیزی را برمی‌دارید، جایش خالی می‌ماند و مدل باید آن را با چیزی پر کند. اگر نگویید با چه، خودش تصمیم می‌گیرد — و اغلب یک جسم تازه می‌گذارد.

وقتی کلمه کافی نیست

گاهی هیچ توصیفی مرز را دقیق نمی‌کند: لبهٔ مو، شاخ‌وبرگ یک گیاه، یا یکی از چند جسم کاملاً مشابه. اینجا زبان به سقفش می‌خورد.

ماسک همان کاری را می‌کند که جمله نمی‌تواند: به‌جای توصیف، مرز را نشان می‌دهد.

مای‌هوش چند ابزار محلی دارد که همین کار را روی کامپیوتر خودتان انجام می‌دهند: ساخت ماسک از یک جسم، و نقشهٔ عمق. این‌ها به حساب کاربری نیاز ندارند و اعتباری مصرف نمی‌کنند. فقط توجه داشته باشید که این ابزارها فقط روی تصویر کار می‌کنند.

و اگر ورودی‌تان یک رندر سه‌بعدی است، اصلاً لازم نیست ماسک بسازید — موتور رندر همین اطلاعات را از قبل دارد. لایه‌های رندر دقیقاً همین را توضیح می‌دهند.

تغییرهایی که هنوز سخت‌اند

صادق‌ترین کاری که می‌شود کرد این است که بدانید کجا نباید وقت بگذارید:

  • متن داخل تصویر. مدل حروف را می‌کشد، تایپ نمی‌کند. برای متن، ویرایشگر معمولی هنوز سریع‌تر و مطمئن‌تر است.
  • شمارش دقیق. «دقیقاً پنج تا» خواسته‌ای است که مدل‌ها بد از پسش برمی‌آیند.
  • یکسان ماندن یک چهره یا یک محصول در چند تصویر. هر بار تولید، کمی تفسیر تازه است.
  • جزئیات ریز و تکرارشونده مثل شبکه‌های منظم یا نوشتهٔ روی بسته‌بندی.

برای این‌ها دو راه بیشتر ندارید: بپذیرید که چند بار تکرار لازم است، یا آن تکهٔ خاص را بعداً در یک ویرایشگر درست کنید. هیچ‌کدام شکست نیست؛ انتخاب ابزار درست برای هر تکه است.

خروجی هر مرحله، ورودی مرحلهٔ بعد

ویرایش با هوش مصنوعی یک زنجیره است، نه یک دکمه. هر خروجی، ورودی مرحلهٔ بعد است — و این یعنی کیفیت هر مرحله روی همهٔ مرحله‌های بعدی سوار می‌شود.

  • نسخه‌ای را که بهترین نتیجه را داده نگه دارید و مرحلهٔ بعد را روی همان بسازید، نه روی آخرین نسخه.
  • اگر یک مرحله چیزی را خراب کرد، به عقب برگردید؛ تلاش برای «درست کردنش» با یک ویرایش دیگر معمولاً بدترش می‌کند.
  • نسخه‌های میانی را دور نریزید. اغلب نسخهٔ دو مرحله قبل، همانی است که در نهایت استفاده می‌کنید.

هر تولید اعتبار مصرف می‌کند، بنابراین برگشتن به نسخهٔ درست از ادامه‌دادن روی یک نسخهٔ خراب به‌صرفه‌تر است. اگر تولیدی ناموفق باشد، اعتبارش به‌طور خودکار برمی‌گردد.


جمع‌بندی

  • در ویرایش، آنچه نباید عوض شود را هم بنویسید.
  • هر بار یک تغییر، از بزرگ به کوچک.
  • جای تغییر را با جا، ویژگی یا نسبت به چیز دیگر مشخص کنید.
  • وقتی چیزی را برمی‌دارید، بگویید جایش با چه پر شود.
  • وقتی کلمه کم آورد، سراغ ماسک بروید.

اگر ترجیح می‌دهید این مراحل را در عمل ببینید، ویدیوهای آموزشی همین کارها را قدم‌به‌قدم نشان می‌دهند.

ویرایش خوب معمولاً نتیجهٔ یک پرامپت هوشمندانه نیست. نتیجهٔ چند پرامپت ساده است که هرکدام فقط یک کار می‌کنند.

این مقاله را هم‌رسان کنید
همهٔ مقالات